مدرسه هنرهای نمایشی سه نقطه
سکوی پرتاب تا صحنه نمایش

نوشته: هومن بنائی / خبرگزاری هنر «آرتنا»

«ارغوان» داستان دیدار (آوا و فرید) است. ماجرا از جایی شروع می‌شود که آوا و فرید در یک «شهر کتاب» با هم آشنا می‌شوند؛ در شب مرگ یک موزیسین معروف. برخورد اتفاقی‌شان بر گذشته و آینده هردوی آنها تأثیر می‌گذارد.
سال 13۸۶، تمام داستان در یک شبانه‌روز اتفاق می‌افتد و کم‌کم بار عاشقانه و دراماتیک در فیلم خود را نشان می‌دهد، داستان «ارغوان» در تلاش است به رابطه‌های انسانی بپردازد و در دو مقطع زمانی دهه پنجاه و هشتاد روایت می‌‌شود. موسیقی، تنهایی و عشق، مضامین داستان «ارغوان» است. در قسمت آخر بعد از خارج شدن آوا از خانه فرید فیلم به پایان می‌رسد. موسیقی، عشق و...
علی‌اکبر حیدری نویسنده فیلم سینمایی «ارغوان» در قسمت‌هایی از فیلمنامه، فلش بک‌های مربوط به دهه 50 زده و کدهایی را به مخاطب خود منتقل می‌کند، با برگشت به دهه 80 در تلاش است تا تعلیقی در دل این فیلمنامه ایجاد کرده و مخاطب را با شخصیت‌های داستانش در دل قصه همراه کند.
حیدری، ایده این فیلم را از داستان کوتاهی با عنوان «ممکن است خیلی‌ها برای مردنش گریه کرده باشند» گرفته که نوشته خود او است و  قبل از تولید فیلم به چاپ هم رسیده است.
کیوان علیمحمدی و امید بنکدار، کارگردانان فیلم سینمایی «ارغوان» با انتخاب بازیگرانی همچون آزاده صمدی، مهتاب کرامتی، مهران احمدی و مرتضی اسماعیل کاشی تلاش کردند تا با استفاده از دو نسل متفاوت در بازیگری جریان جدیدی را ساخته باشند که گویی موفق هم عمل کرده‌اند.
در فلش بک‌ها به دهه 50، فضا و رنگ‌بندی کار متناسب با همان سال‌ها است. چیدمان اشیاء، طراحی لباس، فضا و حتی صدای بازیگران به شیوه اغراق‌شده و قابل‌باور طراحی‌شده است و با برگشت به دهه ۸۰  فضا، فرم و قاب‌بندی طراحی زنده به خود گرفته است و با توجه به روایت کلاسیک اثری از رمانتیسم عاشقانه به چشم می‌خورد و موسیقی تم پررنگی است که در فیلم دیده می‌شود.
ارغوان از دو ساخته قبلی کیوان علی‌محمدی و امید بنکدار قصه محورتر است و به لحاظ تعدد شخصیت، کار خلوت‌تری از دو فیلم قبلی است.یک قصه آرام که سراسر عشق و موسیقی است.
ارغوان به لحاظ شیوه کارگردانی نیز با شبانه و شبانه‌روز تفاوت‌هایی زیادی دارد و با توجه به اینکه فیلم در سینمای مستقل و بدون حمایت دولتی تهیه‌شده ،می‌توان گفت که از دسته آثار خوب سینمای خصوصی به شمار می‌رود.
مریم بوبانی، مهران احمدی، شقایق فراهانی، نسیم ادبی از بازیگرانی هستند که در«ارغوان» بازی می‌کنند و مرتضی اسماعیل کاشی بازیگر بزرگ عرصه تئاتر که علیرغم جوان بودن، بازیگر بسیار پخته و توانایی است ، با حضورش جان تازه‌ای به این فیلم بخشیده است.

لینک خبر: http://artna.org/fa/news/view/20963/%DB%8C%DA%A9+%D8%B4%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%87+%D8%B1%D9%88%D8%B2%C2%AB+%D8%A7%D8%B1%D8%BA%D9%88%D8%A7%D9%86%C2%BB+%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C+%D8%A2%D9%88%D8%A7+%D9%88+%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF

[ جمعه هفدهم بهمن 1393 ] [ 18:55 ] [ روابط عمومی آموزشگاه ]

نوشته: هومن بنائی / خبرگزاری هنر «آرتنا»

«ناهید»روایت دردناک زندگی زنی ۳۰ ساله است که در برزخ موقعیت اجتماعی خود گیر افتاده، او در تجربه اولش که یک ازدواج فامیلی است با پسر عمه خود  به اختلافات ریشه ای و غیر قابل تحمل بر می خورد که سرانجام به جدایی می‌انجامد، در ازای بخشش مهریه خود حزانت پسر بچه ی ۱۰ ساله اش را می گیرد، بعد از طلاق و شروع زندگی مستقل طولی نمی کشد که درگیر مشکلات مالی شده و برای امرار معاش مشغول به تایپ پایان نامه های دانشجویی می شود؛ ولی باز خرج و دخلش جور در نمی آید و...
«ناهید» زندگی را دوست دارد ولی علیرغم مشکلاتی که پشت سر گذاشته هنوز عشق در او نمرده است . عشقی دیگر رخ می‌دهد. عشقی که تفاوت بسیاری با زندگی اولش دارد و این فاصله طبقاتی برای او بسیار لذت بخش است که در سراسر فیلم این حس خوب را می توان به وضوح مشاهده کرد. «ناهید» در شرایط اجتماعی زندگی می کند که این فاصله را نمی پذیرند و هنوز پایبند به سبک زندگی سنتی هستند. «ناهید» نهایتا  تصمیم خود را می گیرد و بدون اطلاع بستگان خود، مخفیانه زن صیغه ای عشق دومش (مسعود) می شود و  مشکلات جدیدی را تجربه می کند ...
قصه به شکلی روایت می شود که هیچ قضاوتی را نمی توان در مورد بازیگران آن داشت. احمد یک شخصیت جذاب و عاشق فوتبال است و مسعود یک پلاژ دار، در عین حال انسانی موقر و مردی است که همسر خود را از دست داده که می‌خواهد به زندگی اش سر و سامان بدهد. در مقابل این دو شخصیت «ناهید» زنی است که قدرت تصمیم گیری ندارد و در هر دو تجربه‌اش به شکلی شکست خورده و غمگین است.
آيدا پناهنده، فيلم نامه اين فيلم را با همکاري ارسلان اميري به نگارش در آورده است که مضموني عاشقانه، اجتماعي دارد و با بررسی انحرافات  و كجروی‌های جامعه و به اصطلاح، آسیب شناسی اجتماعی بر شناخت بیشتر ریشه بی نظمی‌های زندگی سنتی و مدرن تاکید دارد.  در واقع، نویسندگان این اثر با مطالعه و به تصویر کشیدن بی نظمی ها، ناهنجاری ها و آسیب هایی نظیر بیكاری، اعتیاد، فقر، خودكشی، طلاق و...، به عبارت دیگری، خاستگاه اختلال ها، بی نظمی ها و نابسامانی های اجتماعی، آسیب شناسی اجتماعی را به مخاطب نشان دهند.
به طور مثال: در بخشی از فیلم می بینیم که پسر 10 ساله «ناهید» از مدرسه فرار می کند، ساعت ها وقت خود را در قهوه خانه می گذراند، بالای سر قُمار بازان می ایستد، بازی آنها را تماشا می کند و علاقمند به این بازی می شود(آيدا پناهنده و ارسلان اميري) در تلاش بوده اند که با زبان تصویر به مخاطب خود  بگویند که اگر در جامعه ای هنجارها مراعات نشود، كجروی پدید می آید و رفتارها آسیب می بیند. یعنی، آسیب زمانی پدید می آید كه از هنجارهای مقبول اجتماعی تخلفی صورت پذیرد. عدم پای بندی به هنجارهای اجتماعی موجب پیدایش آسیب اجتماعی است.
ساره بيات، پژمان بازغي و نويد محمد زاده بازيگران اصلي فيلم هستند که در کنار پوريا رحيمي سام، نسرين بابايي، ميلاد حسين پورو بازيگران اهل استان گيلان در اين فيلم ايفاي نقش کردند. ساره بيات بازيگر نقش «ناهید» است که به خوبی توانسته دوگانگی شخصیت فردی را نشان بدهد.
پلان هاي آغازين فیلم که با بازی پژمان بازغي در نقش ( مسعود) شروع می شود نشان می دهد که او صاحب قسمتی از پلاژهاي بندر انزلي است.
 نويد محمد زاده نقش (احمد) شوهر اول ناهید و شخصی لاابالی را بازی می کند که در سراسر فیلم در پی انتقال احساسات خود به «ناهید» است و امیدوار به زندگی دوباره با وی.
«ناهيد» چهارمين فيلم بلند و اولين فيلم سينمايي آيدا پناهنده که با کمک مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تهیه و تولید شده است، نه بی نقص،که می توان گفت اثری کم نقص به شمار می رود زیرا فیلمانه ای منسجم، بازیگرانی توانا و کارگردانی قابل تاملی داشته است.
و شاید این ماحصل تجربیات 10 ساله آيدا پناهنده در فیلم کوتاه و مستند است.
فیلم از تکنیک خاصی برخوردار نیست اما می توان گفت که همه چیز سر جای خود قرار دارد و از همان دقایق اول مخاطب خود را جذب می‌کند.  
از ديگر بازيگرانی که در این اثر حضور داشتند: فريبرز زيده سرايي، محمد رضا راد، مهرداد بخشي، فريده دريامج، عباس آستانه، سيامک مظفري، مسعود بدر طالعي، فاطمه مظلوم. که می توان از بازی خوب آنها نام برد.

لینک خبر: 

http://artna.org/fa/news/view/20910/%D8%B5%DB%8C%D8%BA%D9%87+%D8%A7%DB%8C+%D8%A8%D9%87+%D9%86%D8%A7%D9%85+%C2%AB%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AF%C2%BB

[ چهارشنبه پانزدهم بهمن 1393 ] [ 12:0 ] [ روابط عمومی آموزشگاه ]

نوشته: هومن بنائی / خبرگزاری هنر «آرتنا»


تئاتر به اصطلاح پوچی یا به تعبیری معناباختگی هیچ گاه به عنوان مکتبی واحد به وجود نیامد، بلکه گروهی از نمایشنامه نویسان بودند که کم و بیش در زمانی واحد ظهور یافته و تقریبا دیدگاه مشابهی نسبت به زندگی داشته اند.

آنچه به این گروه اهمیت می داد فقط نظر بدبینانه آنها نسبت به هستی نبود! بلکه آنها می کوشیدند شکل نمایش را با مضمون و محتوای آن تطبیق دهند. شاید پرآوازه ترینِ این دسته از نمایشنامه نویسان که نگاهی دگرگون و متاثر از واقعیت های اجتماع به هستی و رابطه آن با انسان داشتند، ساموئل بکت و اوژن یونسکو باشند.

اگر چه سبک نگارش این دو متفاوت است ولی هر دو نگرشی مشابه نسبت به هستی را در قالب شکلی پوچ ( معناباخته ) بیان می کردند. در نمایشنامه های بکت گفتگو اغلب به صورت صحبت تند و ناشمرده یا نوعی ( توی حرف هم دویدن ) بود. ولی در سال های آخر نویسندگی بکت به نظر می رسد که بکت بیش از پیش به زبان بد گمان شده و مقدار گفتگوها در نمایش هایش کمرنگ شد. در واقع باید اشاره کنم به یکی از آخرین نمایشنامه های کوتاهش که هیچ گونه گفت و گویی ندارد و عنوان آن ( بازی بی حرف ) است.

برخورد یونسکو با تئاتر، متفاوت ولی همان قدر پوچ گرا است اولین چیزی که نظر شخص را در نمایشنامه های یونسکو به خود جلب می کند، بی معنا بودن کلی زبان و در هم شکستن تقریبا کامل منطق است. تفاوت های زیادی میان بکت و یونسکو وجود دارد، اول اینکه نمایشنامه های بکت به نظر در زمان و مکانی نامعلوم شکل می گیرد، در حالی که در نمایشنامه های یونسکو معمولا داستان در محل و مکانی معمولی و آشنا روی می دهد و دوم اینکه نمایشنامه های بکت در جهانی خالی و تهی روی می دهد در حالی که دنیای نمایش های یونسکو پر و تقریبا انباشته از چیزهاست.

گفتگو در نمایش های بکت شاید آنقدرها پوچ و بی معنا نباشد ولی با گوش دادن به گفتگوی شخصیت های نمایش یونسکو اغلب به خود می گوییم که این یکی باید با معنا باشد و گرفتار این خیال باطل می شویم که صحبتی واقع گرا می شنویم و در نتیجه وقتی که می بینیم قادر به فهم آن نیستیم به مراتب سرخورده می شویم.

در کل، این دو نمایشنامه نویس منطق و شعور را مغلوب ساخته و این مضمون را که زندگی پوچ است و پروردگاری برای انسان زمان وجود ندارد القا می کند.

پوچ گرایان در آثارشان هیچ وقت خدا را حس نکردند و بر این پایه استوار بودند که خدایی، هدف و مقصودی و یا نظمی طبیعی یا الهی وجود ندارد، پس زندگی نیز بی معناست، زندگی موهبتی ناخواسته است که بدون هیچ علت و سببی که در فهم آدم گنجد، بر او تحمیل شده است و روزی نیز مرگی همین قدر بی معنا آن را خواهد گرفت!

به نظر پوچ گرایان فلسفه، مذاهب و ادیان، زبان ها و علوم، سراسر کارشان چیزی جز بیان پوچی هستی نیست.

لینک: http://artna.org/fa/news/view/16638/%D9%85%D9%86%D8%B7%D9%82+%D8%A8%D9%90%DA%A9%D8%AA+%DB%8C%D8%8C+%D8%B4%D8%B9%D9%88%D8%B1+%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DA%A9%D9%88%DB%8C

۱۲:۵۹ ::: ۳ / ۶ / ۱۳۹۳

[ دوشنبه سوم شهریور 1393 ] [ 16:40 ] [ روابط عمومی آموزشگاه ]

درباره وبلاگ

به نام خالق هنرمند
مدرسه هنرهای نمایشی سه نقطه
ایجاد شد برای ثبت لحظه های با شکوه در هنر نمایش
تولید هنرمندان محبوب
اولین و اصلی ترین هدف این مدرسه به حساب می آید.
هنرمندانی که خالق لحظه های با شکوه در هنر نمایش هستند.
مدرسه هنرهای نمایشی سه نقطه جایگاهی ست برای تبادل اندیشه.
که اندیشه مهم ترین خوراک هنر به شمار می آید.
پیش به سوی رخ دادن این اتفاق این یک دستور نیست!
یک آرزوی محال نیست!
تا محق شدن این پیش بینی هستیم و تا این اتفاق نیفتد نخواهیم رفت.
با ما باشید ...
این وبلاگ تحت موازین جمهوری اسلامی ایران طراحی و به روز رسانی می شود و تمام حقوق مطالب مطعلق به وبلاگ www.3dots.blogfa.com می باشد و هرگونه استفاده و سوء استفاده از مطالب و عکس های این وبلاگ پیگرد قانونی دارد.
در صورت مشاهده هرگونه سو’ استفاده از مطالب این وبلاگ خواهشمندیم به
email: threedotsdramaschool@yahoo.com
gmail: threedotsdramaschool@gmail.com
گزارش فرمائید
با تشکر فراوان
امکانات وب